قابل توجه داوران نشریه: جهت داوری، از طریق سامانه نشریه با استفاده از صفحه شخصی و یوزر و پسورد اختصاصی اقدام به داوری نمایید.
نویسندگان جهت پیگیری و طرح سوال می توانند از طریق سامانه نشریه بخش تماس با ما مسائل خود را مطرح نمایند.
نشریه دستاوردهای روانشناسی بالینی به موجب قانون مطبوعات، پروانه انتشار به شماره 21261/92 در تاریخ 11/08/92 توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت و صادر شده است. این نشریه یک فصلنامه با دسترسی آزاد است که به صورت چاپی و الکترونیکی توسط دانشگاه شهید چمران اهواز منتشر میشود. این نشریه از مقالات علمی- پژوهشی با کیفیت بالا از سوی نویسندگان سراسر جهان استقبال مینماید. تمامی مقالات به روش داوری بسته مطرح میشوند. نشریه دستاوردهای روانشناسی بالینی دانشگاه شهید چمران اهواز با استفاده از نرمافزار تشخیص سرقت ادبی (ایرانداک) در روند بررسی خود برای تشخیص اصالت مقالات ارسالی بهره میگیرد.
فراخوان ارسال مقاله به نشریه دستآوردهای روانشناسی بالینی
اساتید، صاحبنظران، پژوهشگران و دانشجویان گرانقدر به اطلاع میرساند نشریه دستآوردهای روانشناسی بالینی از تمامی علاقمندان به چاپ مقالات در تمامی حوزههای روانشناسی بالینی و حیطههای مرتبط دعوت به همکاری مینماید. سرعت داوری و اعلام نتیجه در این مجله در حال حاضر حداکثر یک ماه می باشد. لازم به ذکر است این نشریه در حال حاضر هیچ هزینهای از نویسندگان بابت داوری و انتشار مقالات دریافت نمی کند.
شماره تماس مستقیم: 09383928060 (ساعت پاسخگویی 12 ظهر تا 14 بعدظهر می باشد) شماره تماس دفتر نشریه: 33226600 داخلی 4675
چکیده طلاق ممکن است منجر به تاثیرات مخرب بر زندگی زنان گردد که در این شرایط مداخلات روانشناختی مبتنی بر فرهنگ و نیاز جامعه جهت کاهش آسیبها ضرورت دارد.هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی پروتکل مداخلات روانشناختی گروهی آنلاین پس از طلاق بر عزت نفس و رضایت از زندگی زنان آسیبدیده است.پژوهش به روش کمی، از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون، دو گروه آزمایش و کنترل، انجام گردید. دادهها جهت غربالگری با استفاده از پرسشنامه سازگاری با طلاق فیشر(FDAS) و جهت پیشآزمون و پسآزمون از طریق پرسشنامههای عزت نفس (SES) و رضایت از زندگی (SWLS) بدست آمد. از نرم افزار SPSSv27 به منظور تحلیل دادههای کمی استفاده گردید. در سطح توصیفی از شاخصههای میانگین و انحرافمعیار و برای بررسی متغیرهای عزت نفس و رضایت از زندگی در سطح استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس تکمتغیره و چندمتغیره استفاده گردید.شرکتکنندگان در جلسات مشاوره گروهی آنلاین نمرات بالاتری در عزت نفس و رضایت از زندگی کسب کردند و نتایج بیانگر اثربخشی پروتکل مداخلات روانشناختی پس از طلاق در ارتقا عزت نفس و رضایت از زندگی زنان است(p<0.05) . بر اساس یافتهها، آموزش و اجرای پروتکل مداخلات روانشناختی گروهی آنلاین پس از طلاق به عنوان یک روش مداخله روانشناختی مبتنی بر فرهنگ و نیازهای جامعه پیشنهاد میشود.
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت خود و رواندرمانی مثبتگرا بر اعتیاد به اینترنت دانشجویان بود. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان کارشناسی مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب در زمستان سال 1403 بودند. تعداد 60 نفر دانشجو به صورت تصادفی ساده در گروه درمان مبتنی بر شفقت خود (20 نفر)، گروه رواندرمانی مثبتگرا (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 10 جلسه 90 دقیقهای درمان مبتنی بر شفقت خود و گروه آزمایش دوم 10 جلسه 90 دقیقهای رواندرمانی مثبتگرا قرار گرفتند. از آزمون اعتیاد به اینترنت (IAT) یانگ (1998) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی برای تحلیل دادهها استفاده شد. نرم افزار تحلیل دادهها SPSS نسخه 29 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پسآزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر اعتیاد به اینترنت داشته است (05/0>P). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت خود اثربخشی بیشتری نسبت به رواندرمانی مثبتگرا بر اعتیاد به اینترنت دارد (05/0>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، میتوان گفت که درمان مبتنی بر شفقت خود و رواندرمانی مثبتگرا میتوانند به عنوان شیوههای درمانی مناسب برای کاهش اعتیاد به اینترنت در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در کاهش اعتیاد به اینترنت دانشجویان با درمان مبتنی بر شفقت خود است.
چکیده این پژوهش با هدف بررسی و تبیین مؤلفهها و راهبردهای اثربخش بر وفاداری زناشویی انجام شد. بر مبنای این هدف، اطلاعات موردنیاز جهت پژوهش از طریق رویکرد کیفی و نظریه دادهبنیاد انجام شد و با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و با اجرای مصاحبه نیمهساختاریافته، دادهها جمعآوری شدند و تا رسیدن به اشباع نظری، 12 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این پژوهش براساس کدگذاری شامل مقوله محوری اعتمادآفرینی و حسن معاشرت بود. پیامدهای وفاداری زناشویی در پنج بخش خرسندی روانی، پیشرفت متعادل و متقابل، الگوی ارتباطی کارآمد، الگو سازی مثبت برای فرزندان و امنیت کانونی بررسی شد. همچنین مؤلفههای مؤثر در تحکیم وفاداری زناشویی در قالب دو راهبرد گفتمانسازی و تدارک مسیر رشدی پیرامون تثبیت عناصر فرهنگی، یادگیری اجتماعی، رشد شخصی-اجتماعی، رشد شناختی، رشد کیفی تعاملات زوجی و رشد اعتقادی مورد بحث قرار گرفت، علاوه برآن عوامل بسترساز وفاداری زناشویی تحت عنوان سرمایهها و منابع در چهار بخش ارتباطی، اجتماعی، اخلاقی و نیمرخ روانشناختی بررسی شدند، عوامل زمینهساز در شکلگیری سازه وفاداری زناشویی در قالب میراث خانواده پدری در سه بخش تعاملات والدینی، جو خانواده و نظام ارزشی توضیح داده شد و درنهایت عوامل واسطهای تحت عنوان نیروهای اجتماعی و فرهنگی در دو بخش نظامهای کلان و محیط زندگی بررسی و تبیین شد. یافتههای این پژوهش بهدلیل شناسایی عوامل استحکامبخش خانواده میتوانند در کار کردن با خانوادهها، زوجها، والدین و فرزندان مورد استفاده قرار گیرند و دربرگیرنده اشارههای کاربردی برای مشاوران و متخصصان خانواده است.
چکیده هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی خانواده درمانی شناختی- رفتاری بر تعارضات زناشویی و رضایت جنسی در زوجین مراجعهکننده به مراکز روانشناختی شهر شوشتر است. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیشآزمون، پسآزمون، پیگیری و گروه گواه بود. نمونه تحقیق شامل 30 زوج بوده است که از لحاظ سن، وضعیت فرهنگی اقتصادی، طول مدت ازدواج، عدم ابتلاء به بیماریهای حاد جسمانی و روانی و سایر متغیرهای مورد نظر در پژوهش نسبتا همگون بودند. سپس این افراد بهطور تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ) و پرسشنامه رضایت جنسی (SSQ) استفاده شد. پس از گزینش تصادفی گروهها از گروه آزمایش و گواه، پیشآزمون به عمل آمد. سپس بر روی گروه آزمایش مداخله خانواده درمانی شناختی- رفتاری (داتیلیو اپستین، 2003) در 8 جلسه 90 دقیقهای اجرا گردید اما در مورد گروه گواه مداخلهای اعمال نگردید. پس از پایان برنامه آموزشی از هر دو گروه پسآزمون گرفته شد. سپس بعد از یک ماه، پیگیری به عمل آمد. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل کواریانس چند متغییری (مانکوا) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل دادهها نشان داد، خانواده درمانی شناختی- رفتاری بر تعارضات زناشویی و رضایت جنسی گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه تأثیر داشته است و این تأثیر بعد از یک ماه پیگیری نیز پایدار بود. میتوان با اصلاح تحریفهای شناختی زوجها و ارتقای سطح رضایت جنسی و آموزش سبکهای مناسب حل تعارض به آنها علاوه بر کمک به حل تعارضاتشان باعث افزایش رضایت جنسی و استحکام بنیان خانواده نیز شد.
چکیده رشد پس از سانحه به تغییرات مثبت که بعد از وقوع یک حادثه رخ میدهد گفته میشود. سرطان به عنوان یک حادثه آسیبزا بر ابعاد مختلفی تأثیر میگذارد. بدین جهت هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه رشد پس از سانحه بیماران سرطان سینه با عوامل حمایت اجتماعی، دینداری و معنی زندگی میباشد. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران سرطان سینه شهر اصفهان بوده است که به صورت نمونهگیری دردسترس تعداد 100 نفر انتخاب شده و به پرسشنامهها پاسخ دادند. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسشنامه رشد پس از سانحه تدسچی و کالهون، پرسشنامه معنای زندگی، پرسشنامه جهتگیری مذهبی و پرسشنامه چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده بود. بهمنظور تحلیل یافتهها از نرمافزار SPSS نسخه 18 استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که متغیرهای مورد بررسی حمایت اجتماعی، معنای زندگی و دینداری با رشد پس از سانحه را رابطه معنیدار دارند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد متغیرهای ذکر شده قادرند 21 درصد از واریانس نمرات رشد پس از سانحه را تبیین کنند و متغیر حمایت اجتماعی پیشبین قویتری برای رشد پس از سانحه بود. با توجه به مدل بهدستآمده تقویت ابعاد حمایت اجتماعی، دینداری و معنویت میتواند نقش بسزایی در رشد پس از سانحه و توانمندسازی زنان دچار سرطان سینه داشته باشد.
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی چک لیست تنظیم هیجانی کودکان و نوجوانان انجام شد. برای این منظور 271 دانشآموز (121 دختر و 150 پسر) با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای از مدارس شهر تهران انتخاب شدند و به چک لیست تنظیم هیجانی پاسخ دادند. به دلیل برازش نشدن مدل تحلیل عاملی تأییدی، دادهها مورد تحلیل عاملی اکتشافی قرار گرفت. نتایج نشان داد که فرم فارسی چک لیست تنظیم هیجانی کودکان و نوجوانان دارای 20 آیتم، و پنج عامل است. اعتبار محتوا با بررسی همبستگی این چک لیست با پرسشنامههای اضطراب، خشم و افسردگی کودکان تأیید شد. برای بررسی پایایی چک لیست تنظیم هیجانی نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد.نتایج نشان داد که پرسشنامه مذکور از اعتبار و پایایی مطلوبی در جمعیت کودکان و نوجوانان ایرانی برخوردار است و میتوان از آن بهعنوان یک ابزار مناسب برای اندازهگیری تنظیم هیجانی در پژوهشها استفاده کرد.
چکیده این پژوهش با هدف بررسی اثر بخشی واقعیت درمانی گروهی بر افزایش تابآوری بیماران ام. اس. شهر اصفهان به مرحله اجرا درآمده است. این پژوهش، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. به منظور دسترسی به هدف فوق از بین کلیه بیماران مبتلا به ام. اس. که در سال 93-92 عضو انجمن ام. اس. شهر اصفهان بودند، 30 نفر که نمره آنها در پرسشنامه تابآوری کونر و دیویدسون کمتر از 60 بودند، برای انجام تحقیق انتخاب شدند، که به صورت تصادفی 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. برنامه واقعیت درمانی در 8 جلسه 90 دقیقهای روی گروه آزمایشی انجام شد. روایی پرسشنامه با استفاده از همسانی درونی 1 میباشد و مورد تأیید قرار گرفت. پژوهش در دو گروه آزمایشی و کنترل با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس و تیتست مستقل بر روی تفاضل پسآزمونها مورد تحلیل قرار گرفت. نتیجه حاصل نشان داد که آموزش واقعیت درمانی گروهی بر افزایش تابآوری تأثیر معناداری دارد. همچنین آموزش واقعیت درمانی گروهی بر میزان شایستگی، اعتماد به غرایز فردی، تحمل عواطف منفی و استحکام شخصی تأثیر معناداری دارد. آموزش واقعیت درمانی گروهی می تواند منجر به افزایش تابآوری شود.
چکیده هدف پژوهش حاضر مقایسهی عملکرد بیماران اسکیزوفرن، افسرده با افراد عادی در نمرات همخوان و ناهمخوان آزمون استروپ بود. سه گروه از آزمودنیها شامل 12 بیمار اسکیزوفرن، 12 بیمار افسردهی اساسی و 12 فرد عادی با شیوهی نمونهگیری هدفمند و به کمک ملاکهای DSM-IV-TR انتخاب شدند و آزمون کامپیوتری استروپ بر روی کلیهی افراد شرکتکننده اجرا شد. خروجی نرمافزار شامل زمان واکنش در نمرهی همخوان و نمرهی ناهمخوان، ثبت شد. تحلیل واریانس یکراهه برای مقایسه سه گروه نشان داد که، بیماران اسکیزوفرن و افسردهی اساسی بهگونهی معناداری نسبت به افراد عادی میانگین نمرات بالاتری در زمان واکنش در نمرات ناهمخوان دارند اما در نمرات همخوان آزمون استروپ تفاوت معناداری میان آنها بهدست نیامد. یافتههای این پژوهش نشانگر نقص در توجه انتخابی بیماران اسکیزوفرن و افسردهی اساسی نسبت به افراد عادی است. این یافته می تواند واجد ارزش تشخیصی مهمی در سببشناسی و وجوه مشترک بیماریهای فوق باشد.
چکیده رفتارهای مشکلزا یکی از مسائل مهم و چالشانگیز در دوران نوجوانی است که توجه پژوهشگران و متخصصان سلامت روان را به خود جلب کرده است. رفتارهای مشکلزا تحت تأثیر عواملزیستی، روانی و اجتماعی قرار دارد. از آنجایی که کارکرد خانواده، ویژگیهای شخصیتی و هویت فردی از عوامل پیشبینیکننده مهم این رفتارها در دوران نوجوانی هستند لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان کارکرد خانواده و سیستم فعالسازی رفتاری با رفتار مشکلزا در نوجوانان و همچنین بررسی نقش میانجیگری هویت در رابطه این دو متغیر پیشبین با رفتار مشکلزا انجام شد. تعداد 190 دانشآموز دبیرستانی ساکن تهران به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند و پرسشنامههای ابعاد کارکرد خانواده اولسون، سیستمهای مغزی رفتاری، پرسشنامه عوامل روانی- اجتماعی خطرساز و محافظ رفتار مشکلساز جسور و مراحل روانی- اجتماعی اریکسون را تکمیل کردند. دادهها با روش رگرسیون تحلیل شدند. تحلیل دادهها نشان داد که هر سه متغیر کارکرد خانواده، هویت و سیستمهای فعالسازی رفتاری با رفتار مشکلزا همبستگی معنادار دارند و همچنین میتوانند آن را پیشبینی کنند. همچنین هویت قادر به میانجیگری رابطه کارکرد خانواده و رفتار مشکلزا است اما رابطه بین سیستم فعالسازی رفتاری و رفتار مشکلزا را میانجیگیری نمیکند. نتایج نشان داد کههرچهکارکرد خانواده سالمتر، سیستم فعالسازی رفتاری دارای فعالیت کمتر و هویت منسجمتر باشد، احتمال درگیری نوجوان در رفتارهای مشکلزا کمتر است.
چکیده هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم هیجانات منفی (اضطراب، افسردگی و خشم)، و افزایش پذیرش و توجه آگاهانه در کودکان دارای والدین مطلقه بود. طرح پژوهش شبه آزمایشی و از نوع پیشآزمون-پسآزمون، و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام کودکان 10 تا 13 سالهی دارای والدین مطلقه و ساکن در شهر تهران بود که در مدارس دولتی به تحصیل اشتغال داشتند. نمونه، شامل 30 نفر (18 دختر و 12 پسر) بودند که به شیوه در دسترس از مدارس مذکور انتخاب شدند و در نهایت به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (9 دختر و 7 پسر) و آزمایش (9 دختر و 5 پسر) جایگزین شدند. تمام آزمودنیها چک لیست تنظیم هیجانی کودکان (ERC)، ابزار سنجش ذهنآگاهی و پذیرش کودک (CAMM)، شاخص افسردگی کودک (CDI)، پرسشنامه حالت و صفت اضطراب (STAIC)، همچنین پرسشنامه حالت و صفت خشم (STAXI) را، قبل از درمان، بعد از درمان، و نیز پس از شش ماه در مرحله پیگیری تکمیل کردند. گروه آزمایش در 12 جلسه نود دقیقهای و به مدت سه ماه تحت آموزش برنامه شناخت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی قرار گرفت. نتایج آزمون مانکوا نشان داد که برنامه شناخت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بهطور معناداری تنظیم هیجانی را در کودکان دارای والدین مطلقه افزایش میدهد. بهعلاوه کاهش معنادار نشانههای اضطراب، افسردگی، و خشم؛ و افزایش معنادار ذهنآگاهی و پذیرش در کودکان مشاهده شد. نتایج ذکر شده در مرحله پیگیری نیز باقی ماند. نتایج نشان داد که برنامه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی تنظیم هیجانی را در کودکان دارای والدین مطلقه افزایش می دهد و به آنها کمک میکند که با شرایطشان بهتر سازگار شوند.