اثربخشی درمان شفقت محور بر افزایش بهزیستی روان‌شناختی در بیماران مبتلا به اسکلروز چندگانه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی، واحد علوم تحقیقات اصفهان، اصفهان، ایران (نویسنده مسئول)

2 استاد گروه روا‌ن‌شناسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 استاد گروه نورولوژی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

4 کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی، دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج)، تهران، ایران

10.22055/jacp.2020.34046.1153

چکیده

اسکلروز چندگانه (ام.اس) یک بیماری مزمن و پیشرونده اعصاب مرکزی می‌باشد که با تخریب غلاف میلین مشخص می‌شود. بدین منظور توجه به علایم روان‌شناختی و مداخله به‌موقع می‌تواند در باز توانی و بهبود کیفّیت زندگی این بیماران مؤثر باشد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی شفقت محور بر افزایش بهزیستی روان‌شناختی بیماران مبتلابه اسکلروز چندگانه در شهر اصفهان انجام شد. پژوهش حاضر نیمه تجربی و از نوع پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با گروه آزمایش و کنترل بود. 24 مراجعه‌کننده به یکی از کلینیک‌های مغز و اعصاب به روش نمونه‌گیری هدفمند داوطلبانه انتخاب و به‌طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 12 نفر) گمارده شدند. شرکت‌کنندگان گروه آزمایش در هشت جلسه‌ی نود دقیقه‌ای به‌صورت گروهی تحت آموزشی درمان شفقت محور قرار گرفتند و شرکت‌کنندگان گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکردند و در پایان هر دو گروه مجدداً ارزیابی شدند. شرکت‌کنندگان در پرسش‌نامه‌ی بهزیستی روان‌شناختی (ریف و سینگر) مورد سنجش قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که اثر مرحله درمان شفقت‌محور باعث افزایش و بهبود بهزیستی روان‌‌شناختی شرکت‌کنندگان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. در کل، درمان شفقت‌محور می‌تواند موجب افزایش بهزیستی روان‌شناختی در این بیماران شود و این مداخله درمانی بر روی جمعیت ایرانی توجیه‌پذیر است.
 


کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Study of effectiveness of compassion-focused therapy on the psychological well-being increasing in patients with multiple sclerosis

نویسندگان [English]

  • Hassan Aghaee Khaje Langi 1
  • hamid taher neshatdoost 2
  • Mohammad Reza Najafi 3
  • Mojtaba Rezaiei 4
1 Corresponding Author: MA Clinical Psychology, Islamic Azad University of Sciences & Research Branch Isfahan, Isfahan, Iran (h.aghaee69@gmail.com)
2 Professor, Department of Psychology, University of Isfahan, Isfahan, Iran
3 Professor, Department of Neurology, Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran
4 MA Clinical Psychology, Baqiyatallah University of Medical Sciences, Tehran, Iran
چکیده [English]

Multiple sclerosis (MS) is a chronic and progressive CNS disease that is characterized and identified by the destruction of myelin sheath. Considering the psychological symptoms and early intervention can be effective in rehabilitation and improvement of life quality. This research was conducted to aim study of the effectiveness of compassion -focused therapy on increasing psychological well-being in patients with multiple sclerosis (MS) in Isfahan city in a quasi-experimental design with pre-test, post-test, and follow- up with control group. 24 refering to a clinics of brain and neurology select using purposine sampling method and were randomly assigned to experimental (n = 12) and control groups (n = 12). The experimental group participsnts received 8 sessions (every session 90 minutes) of compassion-focused therapy and control group participants did not receive any intervention, and finally, both groups were re-evaluated. The participants were assessed in Psychological Well-being Inventory (Ryff & Singer). The data were analyzed using analysis of variance with repeated measurements. The findings showed that has been increased psychologicawell-being the participants in the experimental group compared to the control group. In whole, a compassion focused therapy can increase psychological well-being in these patients and this therapeutic intervention is justifiable on Iranian population.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • : Compassion-focused therapy
  • psychological well-being
  • multiple sclerosis
آقا‌باقری، حامد؛ محمدخانی، پروانه؛ عمرانی، سمیرا و فرهمند، وحید. (1391). اثربخشی گروه‌درمانی شناختی مبتنی بر حضور ذهن بر افزایش بهزیستی ذهنی و امید بیماران مبتلابه ام.اس. مجله روان‌شناسی بالینی، 4‌(1)، 31-21.
بهروزی، زهرا؛ عاطفی‌منش، پژمان و کریم‌نژاد، فریبا. (1397). نشانگرهای زیستی
ساختاری و متابولیکی در مالتیپل اسکلروزیس. فصلنامه علوم اعصاب شفای خاتم، 6(2)، 108-95.
بیانی، علی‌اصغر؛ محمد کوچکی، عاشور و بیانی، علی. (1387). روایی و پایایی مقیاس بهزیستی روان‌شناختی ریف. مجله روان‌پزشکی و روان‌شناسی بالینی ایران، 14(25)، 151-146.
رفیعی، فروغ؛ سلیمانی، محسن و سید‌فاطمی، نعیمه. (1390). ارائه مدلی برای مشارکت بیماران مبتلابه بیماری مزمن در مراقبت پرستاری. فصل‌نامه کومش، 12(3)، 304-293.
رنجبر‌کهن، زهره و نوری، حمیدرضا. (1395). مبانی نظری و اصول درمان شفقت محور. تهران: انتشارات نهر.
سلیمی، آرمان؛ ارسلان‌ده، فرشته؛ زهرا کار، کیانوش؛ داور‌نیا، رضا و شاکرمی، محمد. (1397). اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر سلامت روان زنان مبتلابه مالتیپل اسکلروزیس. فصل‌نامه افق دانش، 24(2)، 131-126.
 
صالحی، شیما و سجادیان، ایلناز. (1396). رابطه شفقت خود با شدت درد، فاجعه‌آفرینی، خودکارآمدی درد و عواطف در زنان مبتلابه درد عضلانی-اسکلتی. فصل‌نامه بیهوشی و درد، 8‌(2)، 83-72.
صیدی سارویی، محمد؛ فرهمند، صدف؛ امینی، مرضیه و حسینی؛ مریم. (1392).
رابطه الگوهای ارتباطی خانواده و ویژگی‌های شخصیتی با بهزیستی روان‌شناختی با واسطه‌گری تاب‌آوری در بیماران ام اس. مجله روش‌ها و مدل‌های روان‌شناختی، 3‌(11)، 38-17.
ظریف گلباریزدی، هانیه؛ آقا‌محمدیان شعرباف، حمیدرضا؛ موسوی‌فر، نزهت و معینی‌زاده، مجید. (1391). اثربخشی درمان بهزیستی بر استرس و بهزیستی روان‌شناختی زنان نابارور. مجله­ی زنان، 15(2)، 56-49.
علی قنواتی، سجاد؛ بهرامی، فاطمه؛ گودرزی، کوروش و روزبهانی، مهدی. (1397). اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر نشخوار فکری و نگرانی زنان مبتلابه سرطان سینه. فصل‌نامه‌ی روان­شناسی سلامت، 7(3)، 168-152.
قطور، زینب؛ پوریحی، سید‌مصطفی؛ داور‌نیا، رضا؛ سلیمی، آرمان و شاکرمی، محمد. (1397). تأثیر درمان متمرکز بر شفقت (CFT) بر تاب‌آوری زنان مبتلابه مالتیپل اسکلروزیس (MS). ارمغان دانش، 23(3)، 363-350.
مشتاق عشق، زهرا؛ نقوی، بهاره؛ رشوند، فرنوش؛ علوی مجد، حمید و بنا‌درخشان، همایون. (1389). بررسی تأثیر خنده‌درمانی بر خستگی و افسردگی بیماران مبتلابه ام.اس مراجعه‌کننده به انجمن ام.اس ایران. نشریه­ی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی، 20(70)، 11-7.
معتمدی، عبدالله؛ برجعلی، احمد و صادقپور، مریم. (1397). پیش‌بینی بهزیستی روان‌شناختی سالمندان بر اساس مدیریت استرس و حمایت اجتماعی. مجله‌ی سالمند، 13(1)، 109-
98.
وحیدی، زهره و جعفری هرندی، رضا. (1396). پیش‌بینی بهزیستی روان‌شناختی بر اساس مؤلفه‌های سرمایه روان‌شناختی و مؤلفّه‌های نگرش معنوی. پژوهش‌نامه­ی روان‌شناسی مثبت، 3(10)، 64-54.
Bethoux, F., & Bennett, S. (2011). Evaluating walking in patients with multiple sclerosis: which assessment tools are useful in clinical practice? International Journal of MS Care, 13(1), 4-14.
Dodge, R., Daly, A. P., Huyton, J., & Sanders, L. D. (2012). The challenge of defining wellbeing. International journal of wellbeing, 2(3), 222-235.
Etemadifar, M., & Abtahi, S. H. (2012). Multiple sclerosis in Isfahan: Past, present and future. International Journal of Preventive Medicine, 3(5), 301-302.
Feldman, C., & Kuyken, W. (2011). Compassion in the landscape of suffering. Contemporary Buddhism, 12(1), 143-155.
Ghorbani, N., Watson, P. J., Chen, Z., & Norballa, F. (2012). Self-compassion in Iranian Muslims: Relationships with integrative self-knowledge, mental health, and religious orientation. International Journal for the Psychology of Religion, 22(2), 106-118.
Gilbert, P. (2005). Compassion: Conceptualizations, research and use in psychotherapy. England: Routledge.
Gilbert, P. (2009). Introducing compassion-focused therapy. Advances in Psychiatric Treatment, 15(3), 199-208.
Gilbert, P. (2010). An introduction to compassion focused therapy in cognitive behavior therapy. International Journal of Cognitive Therapy, 3(2), 97-112.
Gilbert, P. (2014). Mindful compassion: How the science of compassion can help you understand your emotions, live in the present, and connect deeply with others. California: New Harbinger Publications.
Harrison, E. (2006). Teaching compassion: multiple sclerosis and the poetry of molly holden. Nurse Educator, 31(3), 103-106.
Kirchner, T., & Lara, S. (2011). Stress and depression symptoms in patients with multiple sclerosis: the mediating role of the loss of social functioning. Acta Neurologica Scandinavica, 123(6), 407-413.
MacBeth, A., & Gumley, A. (2012). Exploring compassion: A meta-analysis of the association between self-compassion and psychopathology. Clinical Psychology Review, 32(6), 545-552.
Mitchell, A. J., Benito-Leon, J., Gonzalez, J. M. M., & Rivera-Navarro, J.
(2005). Quality of life and its assessment in multiple sclerosis: integrating physical and psychological components of wellbeing. The Lancet Neurology, 4(9), 556-566.
Neff, K. D. (2009). The role of self-compassion in development: A healthier way to relate to oneself. Human Development, 52(4), 211-214.
Neff, K. D. (2016). The self-compassion scale is a valid and theoretically coherent measure of self-compassion. Mindfulness, 7(1), 264-274.
Neff, K. D., Pisitsungkagarn, K., & Hsieh, Y.-P. (2008). Self-compassion and self-construal in the United States, Thailand, and Taiwan. Journal of Cross-Cultural Psychology, 39(3), 267-285.
Neff, K. D., Rude, S. S., & Kirkpatrick, K. L. (2007). An examination of self-compassion in relation to positive psychological functioning and personality traits. Journal of Research in Personality, 41(4), 908-916.
Neff, K. D. (2003). Self-compassion: An alternative conceptualization of a healthy attitude toward oneself. Self and Identity, 2(2), 85-101.
Ryan, R. M., & Deci, E. L. (2001). On happiness and human potentials: A review of research on hedonic and eudaimonic well-being. Annual Review of Psychology, 52(1), 141-166.
Ryff, C. D. (1995). Psychological well-being in adult life. Current Drections in Psychological Science, 4(4), 99-104.
Ryff, C. D., & Singer, B. H. (2006). Best news yet on the six-factor model of well-being. Social Science Research, 35(4), 1103-1119.‏
Ryff, C. D., & Singer, B. H. (2008). Know thyself and become what you are: A eudaimonic approach to psychological well-being. Journal of Happiness Studies, 9(1), 13-39.
Sahraian, M. A., Khorramnia, S., Ebrahim, M. M., Moinfar, Z., Lotfi, J., & Pakdaman, H. (2010). Multiple sclerosis in Iran: a demographic study of 8,000 patients and changes over time. European Neurology, 64(6), 331-336.